گروه شهرستانها: سالها قبل وقتی بحث از خرج و مخارج زندگی در هر نقطهای از کشورمان به غیر پایتخت به میان میآمد، همه از پایین بودن هزینه مسکن و خوراک در مقایسه با تهران سخن میگفتند اما طی چند سال گذشته و در یک چرخش عجیب، هزینه زندگی در شهرستان ها هم به حدی رسیده است که با تهران تفاوت چندانی ندارد و همین موضوع سبب به صدادرآمدن زنگ خطر زایش معضلات اجتماعی و فرهنگی حتی در دوردست ترین مناطق ایران شده است.
طی چند دهه گذشته، افزایش روزافزون تورم، همواره سبب فشار مضاعف به مردم شده است که البته در این میان ساکنان شهرستانهای غیر از تهران، وضع مناسبتتری داشتند اما طی حدود ۵ سال گذشته،ساکنان تمامی شهرستانهای ایران حتی نقاط محروم هم گرانیهای سرسام آور در تامین مسکن و سبد خانواده را تجربه کردهاند.
افزایش قیمت کالاهای اساسی و اجاره مسکن اکنون علاوه بر تهران، گریبان شهرستانها را هم گرفته و همین موضوع سبب شده است هم سبد خرید خانواده ها در سراسر ایران با مشکل مواجه شود و هم امکان ازدواج و فرزندآوری برای زوج های جوان کاهش یابد.
عجیب ولی واقعی
بر اساس جدیدترین اعلام مرکز آمار ایران، تهران کمترین نرخ تورم سالانه را داشته، به نحوی که میزان تورم سالانه ( تیر ماه ۱۴۰۴ تا تیرماه امسال) این استان ۵۵.۲ درصد بوده است، در حالی که دیگر استانهای کشورمان همگی تورم بالای ۶۰درصد را در مدت مذکور تجربه کردهاند.
نکته قابل تامل این که استانهای محروم کشورمان بالاترین نرخ تورم را داشتهاند. ایلام که جزو استانهای کمبرخوردار محسوب میشود با ۸۰.۶ درصد، صدرنشین نرخ تورم سالانه در ایران بوده و پس از آن،کردستان با ۸۰.۵ قرار دارد. سیستان و بلوچستان نیز تورم ۶۷.۶ درصدی را تجربه کرد.
خوزستان با ثبت تورم سالانه ۷۳.۷، لرستان ۷۹.۳، چهارمحال و بختیاری ۷۵.۷، کهگیلویه و بویراحمد۷۴.۴ ،خراسان شمالی ۷۶.۹ و خراسان جنوبی با ۶۷ درصد دیگر استانهای کشورمان هستند که تورمهای سنگینی را متحمل شده اند.
افزایش نرخ مسکن و اجاره بها
از سوی دیگر افزایش قیمت اجاره مسکن هم مدتهاست به همه شهرستان ها تسری یافته و حتی در برخی موارد میزان آن با پایتخت برابر شده است. بر اساس اعلام مرکز آمار ایران در اردیبهشت امسال ، قیمت ملک و هزینه اجارهنشینی تنها در یزد نسبت به سال گذشته همین موقع به ترتیب ۲۹.۸و ۲۹.۲درصد افزایش پیدا کرده است.
این میزان تورم به معنای آن است که افرادی که در اردیبهشت امسال ملکی خریداری کرده یا آن دسته از مستاجرهایی که اردیبهشت امسال «قراردادهای سالانه» خود را تمدید کرده یا اجارهنامه جدید برای محل جدید اجارهنشینیشان منعقد کردند، مجبور شدند ۲۹.۸و ۲۹.۲درصد بیشتر از یکسال گذشته، هزینه بپردازند.
ظهور معضلات اجتماعی
اما پیامدهای افزایش هزینههای زندگی فقط به تشدید مشکلات مردم برای تامین هزینهها خلاصه نمیشود، بلکه موضوع مهم تر این که این مساله، ظهور معضلات اجتماعی و فرهنگی را به همراه خواهد داشت، به این معنی که هر چه فقر گسترش یابد،میزان انواع جرائم و آسیب های اجتماعی هم افزایش می یابد؛ بر همین اساس پایتخت که مشکل اقتصادی را پیش از سایر شهرستان ها تجربه کرده ،اکنون با انواع و اقسام معضلات مواجه است.
درآمد کم و هزینه بالای زندگی در شهرستان ها، زنگ خطری است که اکنون در سراسر ایران به صدا درآمده است و همین موضوع می تواند بیش از پیش بستر وقوع معضلات اجتماعی و فرهنگی را فراهم کند.
افزایش طلاق و کاهش ازدواج ناشی از مشکلات اقتصادی فقط یک نمونه از پیامدهای ناخوشایندی است که بسیاری از شهرستانها درگیر آن شده اند، اما ناگوار تر و تاسف بار تر از این معضل، پدیده ای است که در قالب فروش اعضای بدن عیان میشود که پیش از این بیشتر در تهران وجود داشت.
وقتی یک پدر در شهرستانی مانند همدان برای تامین هزینه خرید تخت خواب برای فرزندش ،دست به تراشیدن و فروش موی دخترش میکند، زخم عمیقی عیان میشود که متاسفانه در سایه وعدههای معیشتی تکراری مسئولان حتی در شهرستانها هم درگیر آن شده است و درصورت عدم علاج ، باید منتظر عواقب آن بود.
از صنعت پولساز تا خشونت پنهان
یک روانشناس اجتماعی نیز با اشاره به داغ شدن بازار فروش موی زنان در فضای مجازی، این پدیده را معلول «نیازسازی کاذب» و «فشارهای اقتصادی» دانست و هشدار داد: عادی شدن این رفتار، جامعه را به سمت فروش سایر اعضای بدن سوق میدهد و بار روانی سنگینی را بر خانوادهها تحمیل خواهد کرد.
علیرضا شریفییزدی با تأکید بر این که این پدیده فقط مختص فروش مو نیست، گفت: نگرانکنندهتر اینکه فروش مو میتواند مقدمهای برای عادیسازی فروش سایر اعضای بدن باشد.
این روانشناس اجتماعی با اشاره به تبلیغ فروش کلیه در خیابان شهرهایی مثل تهران، ادامه داد: دلالانی در این حوزه فعالیت میکنند و اگر ما فروش مو را عادی بدانیم، باید منتظر گسترش این بازار در بخشهای دیگر بدن در سایر شهرستانها نیز باشیم. وی خشونت پنهان را یکی دیگر از ابعاد این موضوع برشمرد و تصریح کرد: وقتی فردی به دلیل فشار اقتصادی مجبور به فروش بخشی از بدن خود میشود، این اقدام نوعی خشونت سفید و غیرمستقیم محسوب میشود.
شریفی یزدی با بیان این که این تحقیر نهفته، میتواند به سرخوردگی، افسردگی و پرخاشگری دامن بزند، تصریح کرد: از منظر روانشناختی، این سرخوردگیها گاه به خشونتهای خیابانی یا ناآرامیهای اجتماعی تبدیل میشود.
این پژوهشگر حوزه روابط و خانواده گفت: اولین و مهمترین گام، بهبود شرایط اقتصادی و حمایت فوری از دهکهای پایین جامعه، بهویژه زنان سرپرست خانوار است تا نیازهای اولیهشان تأمین شود و به سمت چنین اقداماتی نروند.
شریفییزدی با تأکید براین که تا زمانی که ناامیدی اقتصادی و شکاف طبقاتی رفع نشود، این پدیده و نمونههای مشابه آن ادامه خواهند یافت، گفت: متولیان امر باید هم به فکر ریشههای اقتصادی و هم به فکر درمانهای فرهنگی بلندمدت باشند؛ در غیر این صورت، هزینههای سنگین روانی و اجتماعی آن گریبانگیر همه خواهد شد.
شما چه نظری دارید؟